نبار باران ،

زمین جای قشنگی نیست

من از اهل زمینم

خوب میدانم که گل در عقد زنبور است ولی سودای  بلبل دارد و پروانه را هم دوست میدارد

.....................................

مرز های سکوت ...
من از گوشه این تنهایی
به سکوتی خیره شده ام
که مرزهای آن تمام دنیای مرا فرا گرفته است
شاید وقتی، جایی، کسی، زمانی
آرزو داشت این مرزها را پشت سر گذارد
این سکوت را بشکند
نمی دانم
شاید ....