بعضی آهنگها و ترانه ها برای گوش دادن ساخته نشده اند ... اونها بوجود اومده اند
برای کمک کردن به آدمها برای
"
یک دل سیر گریه کردن "
از ته دل

...............................

هــــــــــــــــــــــــــی!
کافـــــــه چــــــــــــــــــــــی!!
میز هایـــــــــــت را تــــــک نفره کـــــــــــــــــن!
مگـــر نمی بینـــــــــــــــــی..
همه تنهایــــــیم..!!!

...............................

یک استکان چای داغ مهمان منی
کنار پنجره بخار گرفته وقت تنهایی ات
نوش جان!
چای وفاداری من همیشه تازه دم است

..............................

هنوز هم وقتی باران می آید
تنم را به قطرات باران می سپارم
می گویند باران رساناست
شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند

.............................

همیشه پا به پاتم               شریک گریه هاتم

تموم خاطراتم                     کی برمیگردی

    چه شبهایی که برای عشقمون گریه نکردم

............................

 

گاهی دلم برای چشم هایم میگیرد

 

 

بیچاره چشم هایم .
بار این سکوت بر چشم هایم سنگینی میکند.
گویی چشم هایم تب دارند
باز می خواهند ابرویم را به باد دهند.
کاش باران ببارد
تا بهانه ای باشد برای گونه های خیس من!
باران ببار!!
تا شاید زلالی اشک هایم چشم های دیگران را نزند!
بیچاره چشمهایم.
خسته اند ازاشک های بی علت
بیچاره اشک هایم
چقدر داغ و سوزانند

..............................

برای تو نمی دانم چگونه می گذرد اما برای من انگار بر گلویم خنجر گذاشته اند و نمی‌بُرند

 

 ............................

این بادها همگی دست خالی و بی رنگ و بو می آیند! مگر موهایت را دیگر به دست باد نمیسپاری؟

..........................

جهانی خواهم شد از درد... برای لمس طبیبانه ی دستانت...!

...........................